عنوان :
اثر بخشي آموزش فلسفه بر افزايش انعطاف پذيري شناختي، مهارت هاي استدلالي و توانايي حل مسئله در كودكان
عنوان به انگليسي :
The Effectiveness of Philosophy Education on Increasing Cognitive Flexibility, Reasoning Skills and Probiem-Solving Ability in Children
نويسنده اصلي :
صابري فرد محمد saberifard Mohammad
استاد راهنما :
چوبفروش زاده آزاده CHoobforoushzadeh Azadeh
استاد مشاور :
محمدپناه عذرا Mohammadpanah Azra
رشته تحصيلي :
روانشناسي عمومي
مقطع تحصيلي :
كارشناسي ارشد
دانشكده :
علوم انساني و علوم اجتماعي
كليدواژه فارسي :
آموزش فلسفه به كودكان، انعطاف پذيري شناختي، مهارت هاي استدلالي، توانايي حل مسئله.
كليدواژه لاتين :
Education philosophy to children, Cognitive Flexibility, Reasoning Skills, Problem- Solving Ability
چكيده :
بررسي تأثير آموزش فلسفه به كودكان و نوجوانان و پيامدهاي آن، همواره از جمله موضوعاتي است كه توجه
زيادي را به خود جلب نموده است. تا كنون پژوهش هاي زيادي اثربخشي برنامه هاي آموزش فلسفه را آزموده با
اين حال، طبيعت متغير اجتماعات عصر حاضر، نياز به مطالعه جوامع آماري و مقايسه تأثير برنامه هاي آموزش
فلسفه بر متغيرهاي مختلف را ضروري ساخته است. هدف پژوهش حاضر بررسي تأثير آموزش فلسفه به كودكان
بر پرورش انعطاف پذيري شناختي، مهارت هاي استدلالي و مهارت هاي حل مسئله دانش آموزان دبستاني با استفاده از طرح تحقيق نيمه آزمايشي بود. از ميان دانش آموزان مقطع دبستان، دانش آموزان پسر پايه پنجم مدرسه اي در
شهر كاشان در سال تحصيلي 1399-1400، با استفاده از روش نمونه گيري غير احتمالي در دسترس انتخاب و به صورت گمارش تصادفي در دو گروه آزمايش (15 نفر)و گواه (15نفر) گمارده شدند كه با استفاده از پرسشنامه ي
انعطاف پذيري شناختي دنيس و وندروال (2010)، آزمون مهارت هاي استدلالي نيوجرسي(1983)، پرسشنامه
سبك حل مسئله كسيدي و لانگ (1996)و براي آموزش فلسفه ورزي به كودكان از كتاب داستان هايي براي فكر كردن نوشته رابرت فيشر با ترجمه سيد جليل شاهري لنگرودي (1392)، اطلاعات مورد نياز جمع آوري شد. نتايج نشان داد كه آموزش فلسفه بيشترين تأثير را بر روي مهارت هاي استدلالي دانش آموزان ابتدايي داشت. همچنين آموزش فلسفه سي درصد انعطافپذيري و بيست و پنج درصد سبك هاي حل مسئله را پوشش داد. نتايج به صراحت بيان داشت كه آموزش فلسفه به دانش آموزان، انعطاف پذيري شناختي، مهارت هاي استدلالي و سبك هاي حل مسئله آنان را ارتقاء مي بخشد. نتايج پژوهش، نياز به ارائه طرحواره هاي درسي پشتيبان آموزش فلسفه در مدارس را هويدا و در كنار آن، ابزاري جهت انتقال بهتر مهارت هاي زندگي به كودكان و نوجوانان را فراهم مي سازد.
از اين رهگذر تا مديران و معلمان قادرند تا با اختصاص ساعتي در هفته براي استفاده از مداخلات آموزش فلسفه، نگرش ها و رفتارهاي دانش آموزان را به صورت عميقي متحول سازند.
چكيده انگليسي :
Abstract
In recent decades, philosophy and children has been proposed under various titles including
Philosophy for Children, Philosophy with Children, Philosophy and Children in the field of
ducation and philosophy. Given the importance of education for children in contemporary
philosophy, this study examines effect of teaching philosophy to children on cultivating cognitive
flexibility, reasoning skills and problem solving skills of primary school students using a quasi-
experimental research design. Among the statistical population of the study, fifth grade male
students of schools in KASHAN in the academic year 1399-1400 were selected using available
and available non-probability sampling method and were randomly assigned to the experimental
and control groups (15 people in the experimental group and 15 people in the control group). The
instruments used in this study were Dennis and Vanderwall (2010) Cognitive Flexibility
Questionnaire, New Jersey (1983) Reasoning Skills Test, Cassidy and Lang Problem Solving
Questionnaire (1996), and used a storybook to think of Robert Fisher (1998) for teaching
philosophizing with children. The results of the analysis of covariance showed a significant
difference between the experimental and control groups for all three variables. Therefore, teaching
philosophy to students promotes their cognitive flexibility, reasoning skills and problem - solving
skills.
تاريخ دفاع :
9/28/2021 12:00:00 AM
واردكننده اطلاعات :
محمد صابري فرد